|
چهار شعر کوتاه از لَن۫گ۫س۫تون هيوز
ترجمه: حامد خاوری ببخشید ازینکه دیر آمدم. اصلاً، برای یک مدت ترجمه ها را نخواستم در وبلاگ بگذارم. از اين به بعد همیشه بروز خواهم شد. این بار با چهار تا شعر کوتاه از لَن۫گ۫س۫تون هيوز در خدمت ام. Ardella I would liken you To a night without stars .Were it not for your eyes I would liken you To a sleep without dreams .Were it not for your songs آردلا تو را به يک شب بی ستاره تشبيه میکردم، اگر بخاطر چشمهايت نمیبود. تو را به يک خواب بی رويا تشبيه میکردم، اگر بخاطر آهنگهايت نمیبود. March Moon .The moon is naked .The wind has undressed the moon The wind has blown all the cloud-garments Off the body of the moon And now she’s naked .Stark naked But why don’t you blush ؟O shameless moon Don’t you know ؟It isn’t nice to be naked مهتاب بهاری مهتاب برهنه است. مهتاب را باد برهنه کرده. تمام پيراهن ابری را باد از تن مهتاب دزديده. و مهتاب برهنه است، کاملاً برهنه. ای مهتاب بیشرم، چرا گونههايت سرخ نيست؟ مگر نمیدانی که برهنه بودن خوب نيست؟ My People The night is beautiful .So the faces of my people The stars are beautiful .So the eyes of my people .Beautiful also is the sun .Beautiful also are the souls of my people مردم من شب زيباست، چهرههای مردم من نيز. ستارهها زيباست، چشمهای مردم من نيز. خورشيد هم زيباست. زيباست روح مردم من نيز. Suicide’s Note The calm Cool face of the river .Asked me for a kiss يادداشت خودکشی صورت آرام و خونسرد دريا از من بوسه خواست. + نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387 9:21 قبل از ظهر توسط حامد خاوری |
|
| ||||||